باغچه

خرید بک لینک
دستان خالی مندستانی که چهار متر دراز شدهدر راه دستان تو بی جوابنفسی که در کنار صدای توآه صدای توکه تارهای قلبم را می لرزاندانگار که دلم ریش ریش است به جای دالان دالانمی آید و می رود آن نفس در کنار صدای توهمه زندگی در خوابچشمانی که قبلا آن طور زیبا بود و اکنون خستهولی اما چنان آشنا با من از خاطراتی که با آن عهد ها بستهصورت رنگ و رو رفته من که سرخ می شودداغ می شود ازتجسم بوی دستان توبوی موهای آشفته ات کهمثل شمع ذوب شده ای فرومی رود در روحمامشب هم مثل سالهای بی فرجام گذشته ام گذشتهضعف می کشد مرا اما نمی میرمباز زنده می شوم اما زنده نیستمنه دیگر ه باغچه...

ما را در سایت باغچه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: پنجشنبه 28 مرداد 1400 ساعت: 5:34

صفحه بندی